شکسته نفسی
آنچه که درچین درحال وقوع است، درمقیاس جهانی بازتاب پیچیده یی دارد. بخشی ازتوانمندی های این کشوردرزمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی، مربوط به گسترش نفوذ آن دربیرون ازمرزهایش میباشد. کشوری با یک چنین قابلیتی هرروزتولد نمیشود. شمارهء آنهایی که هم اکنون این توانمندی ها را دارند – ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه – عمدتاً ازدوقرن بدینسوتغییرنکرده است. ظهورابرقدرتهارامیتوان با لحظهء ظاهرشدن هنرپیشهءآوازدراپرا مقایسه کرد: ظهوروزوال آنان درصحنهء جهانی باغوغای بزرگ همراه بوده است. ظهورجرمنی وجاپان درآغازسدهء بیستم، ویاسقوط امپراتوری های هابسبورگ وعثمانی درهمان دوره، بحران های شدیدی را در بالکان وآشفتگی هایی را درخاورمیانهء جدید بدنبال داشت.
این نمونه، دیگرطی سال های اخیرتکرارنشده است. جاپان وجرمنی به ترتیب به دومین وسومین قدرت های بزرگ اقتصادی جهان مبدل شده اما درعرصه های سیاسی ونظامی بگونهء قابل ملاحظه یی بی تحرک باقی مانده اند. درچین این تحولات اندکی با سروصدا همراه است. درنخستین دههء تحولاتش یعنی سال های 1980 چین درواقع دارای سیاست خارجی نبود. یا دقیقاً ستراتیژی رشد آن همان ستراتیژی کلی بود. پیکنگ بهبود مناسبات با آمریکا را کلید انکشاف خود میدانست، بخاطراینکه میخواست به بزرگترین بازار وپیشرفته ترین تکنولوژی جهان دسترسی داشته باشد. درشورای امنیت سازمان ملل، چین معولاً به پیشنهادات امریکا رای میداد ویا ازویتو نمودن راه حل های امریکایی خودداری مینمود. دن ژیاوپن این سیاست را " شکسته نفسی " میخواند. عمدتاً این سیاست عدم مداخله وعدم رویارویی است. به استثنای مورد تایوان، چین درهیچ مورد دیگری علاقمند درگیری نظامی با کشوری نیست. رییس جمهورهوجینتاو، طی سخنرانی اش درهفتمین کنگرهء حزب درسال 2007 به مسایل اقتصادی، مالی، صنعتی، اجتماعی ومحیط زیست توجه عمیقی معطوف داشت اما یگانه چیزی که فراموش شده بود سیاست خارجی بود.
برای بسیاری ازدیپلومات های بازنشستهء چین صحبت دربارهء ظهورچین به عنوان یک قدرت، بسیارناراحت کنننده است. وایوژین مین رییس دانشگاه مسایل بین المللی چین وسابق نمایندهء آن کشور درسازمان ملل میگوید " این برای من ترسناک است. ما هنوزیک کشورفقیروروبه انکشاف هستیم، نمیخواهم مردم درباره ما اینگونه مبالغه آمیز فکرکنند ". ژینگ های فنگ معاون سی ای او (CEO) دربازارسهام شانگهای نیزدارای یک چنین روحیه یی است: " لطفاً به خاطرداشته باشید که عاید سرانه درامریکا بیست و پنج مرتبه بالاترازماست. ما راه درازی درپیش داریم." یک چنین نگرانی هنگامیکه بحث های جالبی دررابطه به چگونگی تعین سیاست خارجی چین درجریان بود آشکارشد. سال 2002 ژینگ بیجیان بعداً معاون رییس آموزشگاه کمیتهء مرکزی حزب به منظورروشن ساختن هدف حرکت سریع چین بسوی پله های جهانی اصطلاح " ظهورصلح آمیز" را بکاربرد. ژینگ صحبت میکرد و مردم گوش فرامیدادند چون رییس سابق اورییس جمهورهو جینتاو بود. هوجینتاو ونخست وزیر وی وین ژیباو هردواین اصطلاح را یکی پی دیگری بکاربرده بودند که درواقع جوازرسمی یافت. ولی بعدتر اززبانها افتاد.
بسیاری ازتحلیلگران غربی بدین باوربودند که واژهء " صلح آمیز" دراین عبارت مشکل سازبود، چیزی که میتوانست انتخاب چین را درتایوان با محدودیت روبرسازد. درواقع دیدگاه بین المللی دراین مسأله دخیل نبود. چین تایوان را یک موضوع داخلی درک میکرد واین صلاحیت را برای خود محفوظ میدانست که به عنوان آخرین رویکرد ازنیرواستفاده نماید. چنانکه ژینگ برایم توضیح داد " لینکن برای حفظ اتحاد جنگید، اما شما هنوزمیتوانید بگویید که ایالات متحده بگونهء صلح آمیز تبارز مینمود. " برخی ازرهبران عمدهء چین نگران واژه دوم این عبارت یعنی " ظهور" بودند (ترجمهء دیگر آن میتواند " خیزش" ویا" جوشش" باشد) دیپلومات های ارشد چین ازنظریهء حضوریافتن درمجامع بین المللی وصحبت دربارهء رشد چین خودداری ورزیده اند. به ویژه نگران روبروشدن با انتقادات درایالات متحده بودند که رشد چین را یک تهدید حساب خواهند کرد. لی کوان یو برای پیکنگ پیشنهاد کرد که بجای رشد واژهء " رنسانس" را بکارببرند و رهبران حزب درجریان گردهم آیی سال 2003 دربیدای روی این عبارت بحث هایی داشتند. پس ازآن آنها از " انکشاف صلح آمیز" صحبت کردند. ژینگ میگوید" مضمون هردویکی است، تنها عبارت فرق میکند" . درست است، اما این تغییر نگرانی چین را دربارهء پیشرفت سریع آن بدون اینکه ناراحتی کسی را فراهم سازد، بازتاب میدهد.
رژیم مجدانه دراین راستا کارمیکند تا مطمین شود که مردم چین بدرستی ستراتیژی آنان را درک کرده اند. طی سال های 2006-2007 تلویزیون چین 12 بخش ازیک سری برنامه ها را تحت عنوان " پیدایش ملت های بزرگ" که دقیقاً به هدف آموزش همگانی طرحریزی شده بود پخش نمود.9 باتوجه به مضمون شدیداً سیاسی این برنامه ها یک چیزروشن بود وآن اینکه میخواست دیدگاه دولت را انعکاس بدهد. برنامه ها بسیاربادقت وهوشیاری به شیوهء بی بی سی یا پی بی اس تهیه شده و پیدایش 9 قدرت بزرگ، ازپرتگال گرفته تا اسپانیا، اتحادشوروی و ایالات متحده را دربرمیگرفت. مصاحبه ها با شماری ازروشنفکران ازسراسرجهان تکمیل کنندهء این برنامه ها بودند. بخشبندی مربوط به کشورهای جداگانه غالباً دقیق وحساب شده بود. پیدایش جاپان که موضوع حساسیت برانگیزدرچین است با وصف اندکی انتقاد برهیستری ناسیونالیستی حملهء جاپان به چین، منصفانه تنظیم شده بود؛ رشد قدرت اقتصادی جاپان بارها مورد تمجید قرارگرفته است. روی برخی از نکات تأکید بعمل آمده، بگونهء مثال درمورد ایالات متحده، روی برنامه های تیودوروفرانکلین روزولت درزمینهء نظارت برکاپیتالیسم و برجسته ساختن نقش دولت برکاپیتالیسم بیشترمکث شده است. برخی مسایل قابل پیشبینی نیزوجود دارند مانند سکوت دربرابر تروریسم وانکارازآن وحذف موجودیت اردوگاه های کاراجباری دراتحادشوروی ازپروگرام های یکساعته. اما دراین برنامه ها به ارزشیابی امتیازات سیستم نمایندگی دولتی ونقش آن درتأمین آزادی، قانونیت، وثبات سیاسی درایالات متحده وبریتانیا، نیزپرداخته داده شده است که غیرمنتظره بود.
پیام اساسی این سری برنامه ها اینست که ابرقدرت شدن یک ملت بستگی به توانایی های اقتصادی آن ملت دارد واینکه توصل به ملیتاریسم، انحصاروتجاوزسقوط مرگباری را درپی خواهد داشت. این نکته ایست که درآن برنامه ها به تکرار آمده. آخرین بخش برنامه - درس های برنامه - آشکارا اختصاص دارد به راز ابرقدرت شدن: همبستگی ملی، مؤفقیت های اقتصادی وتکنولوژیک، ثبات سیاسی، قدرت نظامی، خلاقیت های فرهنگی و جذابیت. جذابیت بمثابهء درخشش فکری یک ملت تعریف شده وبرابر با مفهوم" نرم افزار" است که توسط جوزف نی یکتن ازروشنفکرانی که دربرنامه ها همرایش مصاحبه صورت گرفته مطرح گردیده است. اینکه درجهان معاصر، تنها ملتی میتواند برتری مبارزه جویانهء خودرا حفظ کند که دانش وقابلیت نوآوری را داشته باشد، درواقع پیام آخرین بخش این برنامه ها ست. کوتاه اینکه راه رسیدن به قدرت ازطریق مارکیت است نه امپراتوری.
